احمد بن حسين بن على كاتب
41
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
و چون يزد [ را ] خسرو به اقطاع دختران كرده بود معماران بفرستاد و در قهستان يزد دهى معمور بساخت و آن را [ 51 ] به نام خود بازخواند و اكنون مشهور به « تورانپشت » است ، دهى خرم و معمور است و الوان نعمت از او حاصل مىشود و اهالى او همه خوشوقت و اهل طاعت باشند . و چون توراندخت هشت ماه پادشاهى كرد فجأة درگذشت . لشكر بر خواهر او ايراندخت بيعت كردند و او را به پادشاهى نشاندند . و ايراندخت از مداين سرهنگ خاص خود جهت ضبط اموال به يزد فرستاد ابرند نام ، و او را فرمود كه يزد خاص من است آن را عمارت كن و بر ولايت او بيفزاى . چون ابرند به يزد آمد و ضبط مال و جهات يزد بداد در دو فرسنگى شهر دهى از نو احداث كرد و بيوتات و بساتين و كشخوان « 1 » بساخت و قنوات جارى كرد و آن را « ابرند آباد « 2 » » نام نهاد . و بر كنار ديه دژى محكم بساخت و حفر خندق كرد و اكنون از آن دژ « 3 » آثار هست ، اما خراب است . و مردم در آنجا بنشاند و چون زمينى قابل بود مردم رغبت كردند و اهل صلاح در او وطن ساختند ، و خداى تعالى به جهت صلاح و درستى و راستى كه آن طايفه را بود بركت بر ايشان ارزانى داشت و اكنون آن را به نام آن سرهنگ باز مىخوانند و « ايراناباد » ( ؟ ) به « ابرند آباد » مشهور گشت . ايراندخت را به اندك روزگارى بكشتند [ 52 ] كه اگر به تحقيق قتل او بپردازيم از مقصود بازمىمانيم . چون ايراندخت كشته شد و از نسل ملوك هيچكس نماند از زن و مرد كه شايستهء پادشاهى بود لشكر اسلام بر اطراف عجم استيلا يافتند ، امراء عجم عاجز شدند ، خبر شنيدند كه در فارس از شهريار بن پرويز پسرى هست يزدگرد نام . قاصد روانه كردند و / 44 / او را از فارس به مداين آوردند و بر تخت سلطنت نشاندند و امراى عجم با او بيعت كردند . خبر پادشاهى يزدگرد بن شهريار چون يزدگرد بن شهريار به پادشاهى نشست استقامت ملك عجم پيدا شد و مردم را استمالت داد و امرا را ترتيب كرد « 4 » و لشكرى را از عجم برگزيد . صد هزار سوار مكمّل به
--> ( 1 ) . مل : كشتخوان . ( 2 ) . مل : ابرن آباد . ( 3 ) . م : ده . ( 4 ) . مل : تربيت داد .